اصلا خیانت یعنی چه؟
با آنکه متاسفانه خیانت پدیده رایجی است، هنوز همه مراجع تعریف یکسانی برای آن ارائه نکردهاند. خیانت یک نوع خلفوعده است. وقتی با افرادی که خود را قربانی خیانت میدانند، گفتوگو میشود، تعاریف کاملا متفاوتی برای خیانت بیان میکنند. در واقع، خیانت ممکن است شامل یک رابطه زناشویی، عاشقانه (رومانتیک) یا شهوت آلود باشد.
پس ممکن است رابطه زناشویی مشخص و آشکاری در آن برقرار نشده و حتی این
رابطه ذهنی باشد. میتوان خیانت را هر گونه رابطه یا فعالیتی دانست که در
آن فرد از روابطی با یک فرد سوم لذت میبرد که قاعدتا باید در همراهی با
همسرش تجربه میکرده؛ مثل قرار ملاقات گذاشتن، رفتن به سینما یا رستوران،
برانداز کردن و چشمچرانی و عشوهگری و البته تماس جنسی. حتی ممکن است
درددل و آرامش پیدا کردن از راه صحبت با فرد دیگر نیز مصداق خیانت باشد.
خیانت میتواند با وابستگی عاطفی همراه باشد یا نباشد. پس «عاشق شدن» بخش
ثابتی از خیانت نیست. لازم است یادآوری شود این موارد صرفا در فرهنگ ایرانی
و اسلامی مصداق خیانت نیست و منابع غربی هم همین موارد را خیانت میدانند.
بهطور خلاصه، خیانت یک رابطه خارج از چارچوب ازدواج است. بهعلاوه، خیانت
ممکن است تفننی (گاه یک بار و گاه چند بار)، ماجراجویانه، مرضگونه و حتی
به گفته عدهای، رفاقتی یا رقابتی باشد.
به مرور متعهدتر شوید نه آسانگیرتر!
برخی
افراد تصور میکنند خط قرمزهای رابطه زناشوییشان را باید با توجه به
اقتضای زمانه تغییر دهند و گاهی سهلگیرانهتر به روابط همسرشان نگاه کنند
اما وقتی از روابط خارج از چارچوب ازدواج صحبت میکنیم، باید مفهوم ازدواج
را در نظر بگیریم. توافق این است که در اینجا ازدواج صرفا زندگی زیر یک سقف
و تامین نیازهای طرف مقابل یا عقد محضری نیست. ازدواج یک نوع «تعهد» است و
هرگاه قرار بر انجام این تعهد باشد، روابط خارج از آن محدوده خیانت تلقی
میشود. بعد از ازدواج هم همینطور است. پایبندی به تعهدات که هم جنبه
بینفردی دارد و هم بهوسیله عرف و قانون تعیین میشود، همیشه لازم است و
نمیتوان آن را کاهش داد. البته باید به وجوه فرهنگی و مذهبی هر خانواده
نگاهی اختصاصی داشت. اتفاقا دیده شده که احتمال خیانت بعد از گذشت چند سال
از ازدواج بالاتر میرود. پس نه تنها نباید محدوده تعهدات را کوتاه کرد،
بلکه لازم است پایبندی بیشتری به زندگی مشترک داشت.
خیانت اینترنتی و مجازی هم داریم؟
طبعا
در دنیای مدرن امروز و همگام با پیشرفت فناوری، مصادیق جدیدی نیز برای
خیانت پدید آمده است. زمانی رابطه انسانی (عاطفی یا جنسی) یا نامهنگاری
بین دو فرد مصداق خیانت بود و بعد روابط تلفنی نیز به این موارد افزوده شد.
در حال حاضر، خیانت ممکن است از راه پیامک، پست الکترونیک، پیامرسانی
از راه فیسبوک، وایبر و واتسآپ و مانند آنها هم بروز کند. البته، اگرچه
هیچ شکلی از خیانت به هیچ وجه مجاز و توجیهپذیر نیست، اما باید به شدت و
تکرار و بزرگی عمل هم توجه کرد.
اثبات خیانت کار سادهای نیست.
در غرب، نشان داده شده مردان بیشتر از زنان به خیانت بالقوه همسرشان شک و
بیشتر چنین روابطی را کشف و افشا میکنند اما برخی نشانهها در رفتار فردی
که درگیر روابط خارج از چارچوب ازدواج شده است، دیده میشود.
فرد
خیانتکار نسبت به همسر و محیط خانه بیاعتنا میشود، ممکن است در منزل
گفتوشنود خود با همسرش را کوتاه کند و به سوالهای او سرسری پاسخ دهد،
ممکن است بهانهگیر و پرخاشگر شود و بیشتر مشغول فعالیتهای بیرون از منزل
باشد، وسایلی مانند تلفن همراه خود را مخفی کند و بیشتر به خودش برسد.
تماسهای تلفنیای دارد که گاه به یک دوست قدیمی که تازه پیدایش شده یا یک
همکار جدید نسبت میدهد.
زندگی جنسی او تغییر میکند و
ممکن است دیگر به روابط جنسی با همسرش اهمیت ندهد. البته باید دقت کرد که
اتهام خیانت خیلی جدی است و تاثیر عمیقی بر روابط دو طرف دارد پس نمیتوان
هر تغییر رفتاری را خیانت دانست.علل برقراری روابط خارج از چارچوب ازدواج
بسیار متنوع است و عموما هم در مردان و هم در زنان مصداق مییابد. اگرچه
گاه برقراری این روابط از نشانههای شخصیتی جامعهستیزی و خودشیفتگی است،
اما همیشه با اختلالهای شخصیتی همراه نیست. چنین روابطی ممکن است نتیجه
بحران در روابط زناشویی و احساس درک نشدن یا برآورده نشدن نیازهای جسمی،
عاطفی و جنسی بهوسیله همسر و احساس جذاب نبودن همسر باشد، اما این موارد
تنها دلایل بروز خیانت نیستند، اختلالات و شرایط روانی (مانند افسردگی یا
بحران میانسالی) و نیاز به احساس آزادی و استقلال، تقویت اعتماد به نفس و
تجربه تازه، ماجراجویی و خطر کردن لذتبخش، اثبات یا القای شایستگی (مثل
زیبایی و جذاب بودن) و احساس جوانی هم گاه به خیانت منتهی میشوند. گاهی
افراد برقراری یک رابطه خارج از حیطه ازدواج را بیخطر میدانند و به همین
دلیل درگیر این روابط میشوند. نداشتن ایمان هم از مهمترین دلایل خیانت
است. این موضوع اساسا به اسلام محدود نمیشود و در جوامعی که مسیحیت دین
غالب است هم به آن اشاره شده است. ریشه خیانت گاهی هم تنبیه و انتقام است و
مسائل اقتصادی (بهخصوص رفاه بالای اقتصادی) و فرهنگی هم در این مورد نقش
دارند. از طرف دیگر، خیانت یک رفتار تکعاملی نیست. به این معنی که معمولا
چند عامل از عوامل بالا در بروز آن نقش دارند. همچنین، فرد خیانتکار تنها
عامل خیانت نیست. خیانت را میتوان بهصورت مثلثی دید که
دو رأس دیگرش همسر خیانتدیده و شریک فرد خیانتکار هستند. باز هم تاکید
میکنم که این به معنی مجاز دانستن خیانت نیست؛ مثلا اینکه کسی بگوید
«همسرم افسرده بود و به من نمیرسید»، دلیل قانعکنندهای برای خیانت نیست
اما باید در روند درمان جدی گرفته شود.
عواقب خیانت
بر هم خوردن ازدواج فقط یکی از عواقب خیانت است.
خیانت ممکن است باعث آسیب روانی شدیدی در همسر خیانتدیده شود. افسردگی،
اختلال استرس پس از سانحه، از دست دادن اعتماد به نفس، سرزنش خود و
اقدامهای خودآسیبرسان (مثل خودکشی) از جمله این عواقب
هستند. ممکن است فرد خیانتدیده برای انتقام گرفتن از طرف مقابل (چه همسر و
چه شریک او) اقدام کند و این اقدام نتایج خطرناکی داشته باشد. این فرد
ممکن است اعتماد خود را به هر رابطه دیگری هم از دست بدهد. حتی در روند
درمان و برقراری مجدد اعتماد، برگشت اعتماد عموما طولانی و دشوار است و
ممکن است کامل انجام نگیرد. از طرف دیگر، فرد خیانتکار نیز قربانی رفتار
خود میشود حتی اگر خیانت آشکار نشود، احساس گناه و سرزنش خود یکی از آثار
خیانت است. تلاش مدام برای مخفی نگه داشتن رابطه غیرقانونی، بهتدریج استرس
و اضطراب را جایگزین لذت اولیه میکند و اگر رابطه برملا شود، بحرانهای
جدیتری هم بروز خواهدکرد.
ماندن یا رفتن؛ مساله این است!
خیانت
موجود است اما جای تعجب نیست که آمار مشخص و قابلاعتمادی از خیانت در
کشورمان نداریم. مطالعاتی که در ایالات متحده انجام شده، با توجه به جمعیت
مورد بررسی و تعریفی که از خیانت در نظر گرفتهاند، نشان دادهاند حدود 25
درصد مردان و 10 درصد زنان درگیر چنین روابطی میشوند. حدود یکچهارم
مشاورههای مرتبط با خانواده درمانی بهدلیل خیانت درخواست میشود و در
تعداد قابلتوجهی از مشاورههایی که به دلایل دیگر انجام شده نیز خیانت
مشخص میشود. در ایران، خیانت یکی از مشکلات رایج زوجها هنگام جدایی است،
اما شایعترین آنها نیست.
ممکن است فراوانی کم درخواست طلاق بهدلیل
خیانت، به وجهه اجتماعی آن برگردد و بسیاری از افراد نخواهند چنین روابطی
هیچگاه برای دیگران آشکار شود. با این حال هیچ سطحی از خیانت را نباید
پذیرفت. بخشیدن آگاهانه با چشمپوشی از روی ناچاری و ناتوانی یا غفلت
متفاوت است. البته هر گونه رابطه خارج از چارچوب ازدواج دلیل جدایی زوج
نیست.
هر فردی باید خودش درباره نحوه ادامه یا قطع رابطه با همسر
خیانتکارش تصمیم بگیرد و نمیتوان این وظیفه را بهصورت نسخهای از قبل
پیچیدهشده در نظر گرفت یا به دوش والدین، دوستان یا درمانگران گذاشت. گاه
نمیتوان مانع جدایی شد، اما بسیاری از موارد را هم میتوان با کمک یک
مشاور یا درمانگر مجرب و آگاه درمان کرد. در این موارد، بحران هیجانی
اولیه، بهتدریج جای خود را به دورهای از کنترل هیجانی، البته عموما همراه
مشغولیت ذهنی، خشم و احساس انتقام یا تنبیه میدهد و بعد فرد خیانتدیده
وارد دورهای از برقراری مجدد اعتماد میشود.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.