«قصه هنر»(مصطفی آفریدون..فیلم درمانگر)

باسرگشایی قصه ی دیگر ازسری قصه های ۲۵گانه عشق و روابط از کتاب زوج درمانی به سبک سینما بنیاد نوشته مصطفی آفریدون ولیلا چهرازی به سراغ شما آمدیم تا از قصه هنر سخن به میان بیاوریم .

 گاهی به مردان وزنانی برمیخوریم که هرچه میگردیم سخت به سلیقه انها در انتخاب همسر برمیخوریم ویا پس از انتخاب از پشیمانی آنها سر در می آوریم.

قصه هنر چیست ؟

قصه هنر قصه مجسمه تراشیده شده توسط افکار وسلایق افرادیست که از انتخاب همسر برای خود دارنداین شیوه انتخابی با تنوع طلبی بسیار متفاوت است.

در قصه هنر فردبه دنبال جفتیست که از همه نظر جسمانی وظاهری برمیل سلایق ،خواسته ها وامیالش باشد.

دراین قصه فرد زیبایی وویژگی هایی همچون قد،وزن ،چهارشونه بودن،پرمویی،کم مویی،رنگ پوست ،اندام،بینی وچشم وخط وخال رو دراولویت قرارمیدهدو این ترکیب بندی اعضا درقصه هنرپررنگ ترازسایرمحاسن ومعایب است

 درقصه هنر ممکن است فرد بعد از عقد یا ازدواج از اندام خاص یا ویژگی جسمانی طرف مقابلش اصلا خوشش نیاید واین را نمیتوان به فرد اجبار کرد اگر قابل رفع نباشد.

چه بسا برپایه همین قصه همسرانی برای جلب رضایت همسر خود دست به عمل زیبایی جهت رفع نقص ومعایب از دبد طرف مقابل خود کند.

درفیلم هایی ایرانی به این قصه  کم وبیش توجه شده فیلم هایی چون «دنیا» که درﺳﺎﻝ۱۳۸۱به ﮐﺎﺭﮔﺮﺩﺍنیﻣﻨﻮﭼﻬﺮ ﻣﺼﯿﺮﯼ وحضورﺑﺎﺯﯾﮕﺮﺍنی چون : ﻫﺪﯾﻪ ﺗﻬﺮﺍﻧﯽ، ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﺷﺮﯾﻔﯽ ﻧﯿﺎ، ﮔﻮﻫﺮ ﺧﯿﺮﺍﻧﺪﯾﺶ،ﺳﺮﻭﺵ ﮔﻮﺩﺭﺯﯼ، ﻣﺠﯿﺪ ﻣﺸﯿﺮﯼ، ﺍﻟﻬﺎﻡ ﺣﻤﯿﺪﯼ، ﺯﻫﺮﻩ ﺩﺍﻭﻭﺩﯼ به قاب تصویر درآمد.حاکی ازقصه هنراست.

ﺣﺎﺝ ﻋﻨﺎﯾﺖ ‏( ﻣﺤﻤﺪﺭﺿﺎ ﺷﺮﯾﻔﯽ ﻧﯿﺎ‏) ، ﻣﺮﺩ ﺷﺼﺖﺳﺎﻟﻪٔ ﺛﺮﻭﺗﻤﻨﺪﯼ،

ﻗﺼﺪ ﻓﺮﻭﺵ ﺧﺎﻧﻪٔ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﻗﺪﯾﻤﯽﺍﺵ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ

ﻫﻤﺴﺮﺵ ‏(ﮔﻮﻫﺮ ﺧﯿﺮﺍﻧﺪﯾﺶ ‏) ﺭﻭﺑﺮﻭ ﻣﯽﺷﻮﺩ. ﻋﻨﺎﯾﺖ ﺩﺭ ﺁﮊﺍﻧﺲ

ﺍﻣﻼﮐﺶ ﺑﺎ ﺩﺧﺘﺮ ﺍﺯ ﻓﺮﻧﮓ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪﺍﯼ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺩﻧﯿﺎ ‏(ﻫﺪﯾﻪ ﺗﻬﺮﺍﻧﯽ‏)

ﺁﺷﻨﺎ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﺧﺮﯾﺪﻥ ﺧﺎﻧﻪٔ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺍﻭﺳﺖ .

 

ﻋﻨﺎﯾﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺭﺍﺿﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﭘﺎﺭﺗﻤﺎﻥﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﺎﺧﺘﻪ

ﻣﺴﺘﻘﺮ ﺷﻮﺩ ﺗﺎ ﺍﮔﺮ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﺍﻭ ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺮﯼ ﺍﻭﻝ ﺳﺮ ﻧﮕﺮﻓﺖ، ﺧﺎﻧﻪ

ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ. ﻋﻨﺎﯾﺖ، ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﻋﻼﻗﻪﻣﻨﺪ ﺷﺪﻩ، ﻫﻤﺴﺮ ﻭ

ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﯾﺎﺭﺕ ﯾﮏﻣﺎﻫﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﺭﯾﻪ ﻣﯽﻓﺮﺳﺘﺪ. ﺍﺯ ﺳﻮﯼ

ﺩﯾﮕﺮ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺭﺍ ﺗﺨﻠﯿﻪ ﻭ ﺑﻪ ﺁﭘﺎﺭﺗﻤﺎﻧﯽ ﺩﺭ ﻫﻤﺴﺎﯾﮕﯽ ﺩﻧﯿﺎ

ﺍﺳﺒﺎﺏﮐﺸﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ. ﺭﺍﺑﻄﻪٔ ﺍﻭ ﻭ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺻﻤﯿﻤﺎﻧﻪﺗﺮ ﻣﯽﺷﻮﺩ

ﻭ ﻋﻨﺎﯾﺖ ﺳﻌﯽ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﺍﺯﻧﻈﺮ ﻇﺎﻫﺮ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﯼ ﺟﻮﺍﻥﭘﺴﻨﺪ ﻭ

ﻣﻮﺭﺩﻋﻼﻗﻪٔ ﺩﻧﯿﺎ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﻮﺩ .

ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍﺭﻧﮓ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺭﯾﺶﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺗﺮﺍﺷﯿﺪﻩ، ﺍﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﻣﯽﮐﻨﺪﻭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﻘﺪ ﺧﻮﺩ ﺩﺭﻣﯽﺁﻭﺭﺩ، ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﻁ ﮐﻪ ﺧﺎﻧﻪٔ ﻗﺪﯾﻤﯽ ﺭﺍﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺩﻧﯿﺎ ﮐﻨﺪ.

 

ﻫﻤﺴﺮ ﻭ ﺩﺧﺘﺮ ﻋﻨﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﺳﻔﺮ ﺑﺮﻣﯽﮔﺮﺩﻧﺪ، ﺩﺭﺣﺎﻟﯽﮐﻪ ﺍﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ

ﺩﻧﯿﺎ ﻭ ﺣﺎﺟﯽ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ. ﺯﻥ ﮔﻼﯾﻪ ﻣﯽﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻋﻨﺎﯾﺖ ﻗﻮﻝ ﺩﺍﺩﻩ

ﺑﻮﺩ ﺧﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻧﻔﺮﻭﺷﺪ. ﯾﮏ ﺷﺐ ﮐﻪ ﻋﻨﺎﯾﺖ ﻭ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ

ﺗﻨﻬﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻫﻤﺴﺮ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ ﻋﻨﺎﯾﺖ ﺳﺮ ﻣﯽﺭﺳﻨﺪ ﻭ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ

ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﻫﻤﺴﺮ ﺭﺳﻤﯽ ﺣﺎﺟﯽ ﺍﺳﺖ. ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻋﻨﺎﯾﺖ ﺍﺯ ﻫﻢ

ﻣﯽﭘﺎﺷﺪ ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺗﺮﮎ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ .

. ﻋﻨﺎﯾﺖ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﺑﺪﯼ ﺭﺍ ﻣﯽﮔﺬﺭﺍﻧﺪ،ﺩﻧﯿﺎ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ ﻫﻤﻪٔ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺗﺎ ﺧﺎﻧﻪٔﻗﺪﯾﻤﯽﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭَﺩ. ﺣﺎﺝ ﻋﻨﺎﯾﺖ ﺗﻨﻬﺎ ﻭ ﺳﺮﮔﺮﺩﺍﻥزﯾﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ.

چه میتوان گفت تراشه افکار ناگهانی مردی که زندگی را از هم می پاشدبقول شاعر:

💎«هفتاد سال عبادت یک شب به باد میره »💎

 قصه هنر همانند مجمسه سازیست که از مجسمه اندام بت میسازد این قصه باید قصه اندام و جسم میشد .

دراین قصه افراد ممکن است مضرات انتخابشان اسیب زا باشد ومورد ملامت دیگران وسردگمی واقع شوند.

برای اینکه زندگی خوبی داشته باشیم بهتر است قصه هایمان را قبل از هرانتخابی بشناسیم تا کسی را قربانی راه اشتباه آمده خودمان نکنیم.

چه بسا خیانت های پس ازدواج ناشی ازعدم توجه وشناخت ‌قصه افراد توسط خود بوده که به رسوایی کشیده وزندگی رانابودکرده باشد.

به قلم فهیمه اعصامی