دانلود پاورپوینت همایش مهارتهای ارتباط با کودکان مرکز مشاوره باران

Download

دانلود چندین فایل متنوع در زمینه ی قصه گویی و نمایش خلاق به صورت یک فایل زیپ

( اختصاصی سایت آبان موزیک / مرکز مشاوره بـــــــــــــــــــــــاران )

Download

دانلود 13 مقاله برتر در زمینه ی بازی درمانی برای اولین بار در سطح اینترنت

به صورت یکجا در یک فایل زیپ

حجم : 4مگابایت

( اختصاصی سایت آبان موزیک )

Download

####################################################################

مرکز خدمات روان شناسی و مشاوره باران

####################################################################

مرکز خدمات روان شناسی و مشاوره باران

مرکز مشاوره باران در زمینه مشاوره تحصیلی، مشاوره خانوادگی، مشکلات رفتاری ، برنامه ریزی  درسی  با مشاوران و متخصصان مجرب پذیرای شما عزیزان می باشد. همچنین این مرکز با برگزاری کلاسها و کارگاههای آموزشی از جمله : شناخت و درمان بیماری های روانی ، راههای مقابله با استرس، شناخت و درمان وسواس(فکری عملی)، تخلیه هیجانات، آموزش پیش از ازدواج، شخصیت شناسی قبل از ازدواج، تحلیل متقابل رفتار، عشق وابستگی سالم/ناسالم ،مدیریت ذهن، هوش هیجانی، خانواده درمانی، اختلال نارسا خوانی/نارسا نویسی، افسردگی، انتخاب رشته و …در خدمت شما عزیزان می باشد.

تحصیلی ( برنامه ریزی درسی، مشاوره کنکور، انتخاب رشته سال اول و کنکورهای سراسری دولتی، آزاد، علمی کاربردی، پیام نور -، انگیزه تحصیلی، تغییر رشته، مشکلات تحصیلی مانند استرس، اضطراب، عدم تمرکز، نداشتن علاقه، اختلالات دیکته نویسی، ریاضی، تمرکز در بیش فعال ها و ....)

آدرس : اهواز.پادادشهر.خیابان جواد ائمه.نبش16غربی ..مجتمع جردن طبقه دوم

شماره تماس : 09016119681 - 35513727

####################################################################

مرکز خدمات روان شناسی و مشاوره باران

####################################################################

چکیده همایش کودک آزاری مرکز مشاوره باران

مربی : فریده کیانی

کودک آزاری
دوران کودکی یکی از مهمترین مراحل رشد و تکامل انسان است که می تواند با آسیب پذیری زیادی همراه باشد هر گونه آسیب در این دوران پیامدهای طولانی مدنی را در طول زندگی ایجاد می کند، به همین دلیل همواره هدف مداخلات پیشگیرانه ی بهداشتی و درمانی بوده است.در دهه های اخیر مشکلات و چالش های بهداشتی و درمانی کودکانی دستخوش تغییراتی شده اما هنوز مشکل حل نشدنی بهداشت روان کودکان که یکی از آن ها کودک آزاری است که نیازمند پیگیری و اقدامات لازم است. تخمین های موجود حاکی از آن است که هر ساله حدود 40 میلیون کودک مورد آزارهای مختلف جسمی، جنسی، هیچانی و اجتماعی قرار می گیرد که در کشور ما 66درصد کودک آزاری ها توسط مردان اعمال می شود و دختران بیشتر از پسران در معرض کودک آزاری هستند و طبق آمار سوء استفاده های جنسی پسران بیشتر هستند چون نظارت کمتری از طرف والدین بر روی آنان قرار می گیر.
کودک آزاری به چند دسته تقسیم می شود:
1-جسمی 2- جنسی 3- روانی یا عاطفی 4-سیاسی 5-غفلت 6- اینترنتی
کودک آزاری علل های مختلف دارد که از آن دست می شود به ناآگاهی والدین اشاره کرد، متأسفانه در کشور ما هنوز از تنبیه بدنی برای کودکان استفاده می شود و بدون آنکه بدانند به کودک چه ضربه ایی می زنند مورد توهین و تحقیر قرار می دهند، مشکلات اقتصادی، محروم شدن از آموزش و بهداشت، عاملی چون اعتیاد که خصوصیاتی در افراد ایجاد می کند مثل پرخاشگری و باعث آزار کودکان می شوند، انواع بیماری های روانی و مهمترین آنها بیماری های خاص مثل بیش فعالی ست که مورد آزار قرار گرفته اند و بیشتر آزارهای مدرسه باعث رقابت ، ترس ها و تبعیض آزار جسمی کودکان می شود.
ععل و ایجاد آن در بسیاری از خانواده ها پنهان شده است ، کودک آزاری اغلب در خانواده های اتفاق می افتد که از نظر اجتماعی منزوی هستند و دوستی ندارند، والدینی که در کودکی آراز دیده اند بیشتر امکان دارد کودکان خود را مورد آزار قرار دهند، استفاده از دارو و مخدرات می تواند این شمار را بیشتر کند و والدینی که بیش از حد انتقاد می کنند و روش تربیتی و رعایت نظم خشنی ندارند جزو این دسته قرار می گیرند.
آسیب دیدگی در کودکی اگر به وقتش بهبود نیابد در بزرگسالی فرد را دچار مشکل می کند پس با توجه به این آسیب ها لزوم درمان به موقع در کودکی می تواند جلوی آسیب های دیگر را هم بگیرد و بهترین راه این است که خطراتی که در کمین کودکان ماست با زبان قابل فهم برایشان توضیح دهیم و روش های محافظت از خود، شاید مهمترین کاری باشد که برایشان انجام می دهیم.
بقتی جامعه با اطفال است و برای اینکه جامعه به رشد و تعالی برسد باید طفل، تربیت و برای زندگی عادی و اجتماعی آماده شود و این مسئولیت سنگین به گردن خانواده هاست پس در این راه سعی کنیم با شناخت بیشتر و درک درستی از کودکانمان، به درستی قدم برداریم.

####################################################################

مرکز خدمات روان شناسی و مشاوره باران

####################################################################

زوج درمانی (couple therapy)

یکی از مراجعات شایع به متخصصان بهداشت روانی مشکلات مربوط به ازدواج و روابط عاطفی است . زوج درمانی راهی است برای حل کردن مشکلات و کشمکش‌های زوج‌هایی که خود به تنهایی قادر به حل مشکلاتشان نیستند. فرایند زوج درمانی شامل زن و شوهر، و یک فرد آموزش دیده و متخصص در این زمینه است که در خصوص احساسات و افکارشان بحث می‌کنند.

هدف در زوج درمانی کمک به زنان و مردان است تا همدیگر را بهتر درک کنند و اگر تصمیم دارند و یا می‌خواهند که تغییر کنند، به آنها کمک شود تا به خواسته و هدفشان برسند. در مقاله زیر ابعاد و شیوه‌های مختلف زوج درمانی به صورت پرسش و پاسخ مورد بررسی قرار گرفته است.

زوج درمانی فقط زن و شوهر را در بر می‌گیرد. بچه‌ها به درجات مختلف در معرض مشکلات زناشویی قرار می‌گیرند. آنها ممکن است سراسیمه و نگران شوند و مشکلاتی از خود بروز دهند که خود این کمک می‌کند به بهتر شدن روابط زناشویی یا این که بتوانند بیشتر به بچه‌ها توجه کرده و به آنها کمک کنند.

البته درمانی که در آن والدین و بچه‌ها هر دو شرکت داشته باشند، خانواده درمانی نامیده می‌شود که بر روی روابط بین اعضای خانواده تأکید دارد تا این که فقط بر روی زوج‌ها کار کند. البته ممکن است در بعضی موارد بحث‌ها به سوی مسائل زناشویی کشیده شود که در اینجا والدین باید مراقب باشند تا بچه‌ها مورد بی توجهی قرار نگیرند.

اغلب خانواده‌درمانگران (family therapists)  ( درمانی که در آن والدین و بچه‌ها هر دو شرکت داشته باشند  ) عمدتا با زوج‌ها کار می‌کنند و اصطلاح “زوج درمانی” (couple therapy) به تدریج جایگزین اصطلاح قدیمی‌تر”ازدواج درمانی” (marital therapy) می‌شود.

زوج درمانی ممکن است بوسیله روانپزشکان، روانشناسان، مددکاران اجتماعی بالینی، پرستاران روانپزشکی، مشاوران روحانی، و خانواده‌درمانگرانی که دوره‌های مخصوص این کار را دیده‌اند و تحت نظارت برای انجام آن تعلیم یافته‌‌اند، انجام شود.

فرض درمانگری که در این حوزه کار می‌کند این است که ناراحتی و ناشادمانی که یک زوج با آن روبه‌رو هستند، چیزی بیش از مشکلات و علائم شخصی آنهاست. زوجی که به درمانگر مراجعه کرده‌اند ممکن است در مورد فاصله‌گیری عاطفی، نزاع بر سر قدرت، اشکال در ارتباط برقرار کردن، حسادت،‌ خیانت و عدم ارضای جنسی و خشونت شکایت داشته باشند.

درمانگر به زوج کمک می‌کند که زندگی‌ مشترک‌شان را مورد بررسی قرار دهند و تصمیم بگیرند که چه تغییراتی لازم است. آنها سعی می‌کنند سوء‌تفاهم‌های دوجانبه، انتظارات غیرمعقول، و تصورات بیان‌نشده‌ای که باعث تداوم تعارض میان آن دو می‌شود را برطرف‌ کنند.

سیستم‌ها و الگوهای خانوادگی

نظریه “سیستم‌های خانواده” زمانی نظریه غالب در این حوزه بود و هنوز هم به عنوان یک راهنمای کلی برای زوج‌درمانگرها تاثیرگذار است. این نظریه بر الگوهای ارتباط، کنش و واکنش که محیط خانواده را ایجاد و تقویت می‌کنند، تاکید دارند.

در یک زوج ناشاد، این سیستم در برابر تغییرات مقاومت می‌کند، زیرا به یک تعادل ناسازگارانه رسیده است، درست به همان صورتی که علائم شخصی ممکن است در برابر تغییرات مقاومت کنند، زیرا باعث می‌شوند تعادل عاطفی فرد حفظ شود. زوج ممکن است به طور ناآگاهانه قواعدی برای خودشان گذاشته باشند که درست عمل نمی‌کند. درمانگر به زوج کمک می‌کند که از وجود این قواعد و الگوها آشنا شوند تا بتوانند آنها را تغییر دهند.

هنگامی که دو نفر به خوبی چه به صورت کلامی و چه غیرکلامی، ارتباط برقرار نمی‌کنند، هر یک از آنها ممکن است فکر کند که طرف مقابلش اصول معینی را پذیرفته است، در حالی که این طور نیست. برای مثال شوهر فکر می‌کند زنش پذیرفته است که او تا هر زمانی که فکر می‌کند ضروری است، می‌تواند سر کار بماند، اما زن فکر می‌کند که شوهرش بدون اظهار این مسئله، پذیرفته است که در هنگام شام در خانه باشد. این وعده‌های اظهارنشده سوء‌تفاهم‌انگیز که ناشی از مشکل ارتباطی طرفین است، ممکن است امور جنسی، وضعیت مالی خانواده یا تعداد فرزندان را در برگیرد.

درمانگرانی که بر اساس نظریه سیستم‌های خانواده عمل می‌کنند، اغلب از مفهومی به نام “پیوند دوسویه” استفاده می‌کنند، موقعیتی که هنگامی ایجاد می‌شود که طرفین یک زوج پیام‌های متناقض به هم می‌فرستند – پیامی که آن را بیان می‌کند و پیام متناقضی که از طریق ارتباط خاموش عاطفی اظهار می‌کنند.  زوج اگر بخواهند تا رابطه خود را حفظ کنند،‌ نباید این تناقض را بپذیرند یا به مقاصد پنهانی آن پاسخ دهند. درمان بر اساس نظریه سیستم‌های خانواده برای آشکار کردن و حل کردن مشکلاتی از این نوع طراحی شده‌ است.

زوج‌درمانی رفتاری

رفتاردرمانی زوج‌ها سه نوع کمک را برای آنها فراهم می‌کند: تبادل رفتاری، تعلیم دادن ارتباط، و  آموزش مشکل‌‌گشایی.

در تبادل رفتاری، به هر یک از زوجین کمک می‌‌شود تا یک تغییر مطلوب در رفتار طرف مقابل را تعیین کند و طرفین موافقت می‌کنند با یکدیگر همکاری دوجانبه داشته باشند. درمانگر آنها را تشویق می‌کند تا آخر به این تعهد خود وفادار بمانند و نسبت به هم احترام نشان دهند. تعلیم ارتباط به زوج نشان می‌دهد تا چگونه به حساسیت به یکدیگر گوش دهند و نیازهای‌شان را بدون اتهام زدن به یکدیگر بیان کنند. در آموزش مشکل‌گشایی، زوج یاد می‌گیرند چگونه موضوعاتی را که تعارض ایجاد می‌کنند، شناسایی کنند، راه‌حل‌های اختصاصی را پیدا کنند، به مذاکره بپردازند و مصالحه کنند.

بسیاری از رفتاردرمانگرها همچنین تلاش دارند طریقه واکنش نشان دادن زوجین به رفتار نامطلوب را پاسخ دهند. آنها ممکن است از شیوه بازسازی شناختی استفاده کنند – که در آن شیوه تفسیر هر یک از طرفین از رفتارهای طرف مقابل تغییر داده می‌شود. زوجین می‌آموزند که از کلماتی مانند “همیشه” و “هرگز” استفاده نکنند، پیش از متهم کردن دیگری شواهد را بررسی کنند، وعواقب زندگی بر اساس فرضیاتی پوشیده که به درستی آنها اطمینانی نیست، را مورد ملاحظه مجدد قرار دهند

زوج‌درمانی با تمرکز عاطفی

نوع دیگری از درمان که از روان‌درمانی مراجع- محور کارل راجرز و نیز از نظریه سیستم‌های خانواده الهام می‌گیرد، و بیش از رفتار بر عواطف متمرکز می‌شود. درمانگر به زوج کمک می‌کند که تا به عنوان پیش‌شرط درمان، عواطفی را که تعارض آنها را برمی‌انگیزد،‌شناسایی کنند تا بتوانند الگوهای رفتاری دردسرآفرین را متوقف کنند. آنها آسیب‌پذیری‌های‌شان بیان می‌کنند و احساسات پذیرفته‌نشده‌شان را بروز می‌دهند، ‌بعد موقعیت آنها در پرتو این احساسات مورد بررسی مجدد قرار می‌گیرد تا راه‌حل‌های جدیدی به دست آید.

اغلب حل مشکل زوج به قطع کردن یا رهایی از الگوهای یا چرخه‌های پاسخ انعطاف‌ناپذیر منوط می‌شود. برای مثال یک طرف خشمگین، منتقد و شکایتگر با یک الگوی مداوما تکرار شونده، با طرف مقابلی که حالت تدافعی و انزواجو دارد، مواجه می‌‌شود. درمانگر به طرف عصبانی کمک می‌کند تا ناتوانی‌اش در مورد ارتباط برقرار کردن به صورت غیرتهاجمی- به گوش دادن به نگرانی‌های طرف مقابل و پاسخ دادن به آنها با حمایت- را درک کند.

زوج‌درمان روان‌پویشی

درمانگرهای روان‌پویشی معتقدند شیوه‌ای که زوج‌های بزرگسال با یکدیگر رفتار می‌کند، به شدن تحت تاثیر الگوهایی است که در دوران کودکی آنها تثبیت شده است – درس‌هایی که اغلب به صورت ناخودآگاه در خانواده‌ای که در آن بزرگ شده‌اند به آنها آموخته شده است. درمانگر بر امیال ناخودآگاه و واکنش های دفاعی که آنها نیز عمدتا ناخودآگاه هستند، تاکید دارد. واکنش‌های دفاعی مانع ابراز کامل این امیال می‌شوند یا آنها را به سوی دیگر منحرف می‌کنند.

زوج‌درمانگران روان‌پویشی توجه خاصی بر “همانندسازی فرافکنانه”- یک واکنش دفاعی که شامل نسبت دادن امیال و تکانه‌های خود شما به طرف مقابل‌تان و رفتار کردن به نحوی به پاسخ‌هایی را برانگیزد که شما متقاعد کند این نسبت‌دادن درست است.

شوهری که نمی‌تواندت وابستگی و ضعف خود را تحمل کند و با انعطاف‌نا‌‌پذیری و سلطه‌جویی به عنوان بیانی از قدرت سعی می‌کند به جبران مفرط این خصوصیت خود بپردازد. این رفتار شوهر ممکن است به رفتار وابسته و انفعالی در همسرش بینجامد- که او می‌تواند هم همذات‌پنداری کند و در عین حال از آن احساس تلخکامی کند.

به عقیده روان‌درمان‌گران روان‌پویشی، چنین الگوهای مکملی اغلب از روابط دوران کودکی با والدین سرچشمه می‌گیرد.

● نقش درمانگرها در زوج درمانی :

درمانگرها نفر سومی‌هستند که به مشکلات زوج‌ها گوش می‌دهند تا این که آنها افکار و احساسات خود را بیان کنند و همچنین به آنها کمک شود تا زمینه مشکلات و مسائل خود را روشن و معین کنند.

نقش درمانگرها در زوج درمانی :

۱) مشکلات و این که زن و شوهر آنها را چگونه می‌بینند؟
۲) تاریخچه ای از ارتباطات خود
۳) و تاریخچه زندگی فردی هر کدام از طرفین (زوج‌ها) این کار، درمانگر را قادر می‌کند تا تفاهم بیشتری را برقرار سازد و ارزیابی‌های خود از موقعیت را به بحث بگذارد و بالاخره، راهکارها و نوع درمان را مشخص کرده و پیشنهاد دهد.

درمانگر ممکن است مانند یک آرام بخش عمل کند به گونه ای که کوشش کند تا کج فهمی‌ها و سوءتفاهم‌ها در روابط بین زن و شوهر مشخص شود که نتیجه این امر، نگاه جدیدی است که آنها به رفتار و احساسات خود پیدا می‌کنند تا بتوانند مشکلات خود را راحت تر حل کنند.

نگرانی‌های رایج در مورد زوج درمانی من فکر می‌کنم مشکلات شخصی ام موجب تنش در زندگیمان می‌شود، آیا من به تنهایی باید از یک درمانگر کمک بگیرم یا هر دو با هم؟ مشکلات شخصی مانند اعتماد به نفس پایین، بیماری، استرس کاری و غیره … بر روی شریک زندگی و روابط بین آنها تأثیر می‌گذارد. پس معمولاً بهتر است هر دو زوج در جستجوی کمک برآیند تا این که هر زوج قادر شود، مشکلات زوج دیگر را درک کند و درمانگر نیز مشکلات را از هر دو دیدگاه بشنود و بررسی کند و سپس وی می‌تواند درمان فردی یا زوج درمانی را پیشنهاد دهد. اگر من به کمک احتیاج داشته باشم، به این معنی است که من دیوانه یا روانی ام؟ جستجوی کمک برای مشکلات شخصی یا مشکلات زناشویی به معنی بیماری‌های روانی نیست. آن به معنی بالغ شدن و یا آماده شدن برای اداره کردن مسائل و مشکلات است، که اگر بدون حل باقی بماند ممکن است به استرس‌های قوی تر و یا از هم پاشیدن زندگی منجر شود.

● زوج درمانی رفتاری

رفتاردرمانی زوجها سه نوع کمک را برای آنها فراهم میکند: تبادل رفتاری، تعلیم دادن ارتباط، و آموزش مشکلگشایی. در تبادل رفتاری، به هر یک از زوجین کمک میشود تا یک تغییر مطلوب در رفتار طرف مقابل را تعیین کند و طرفین موافقت میکنند با یکدیگر همکاری دوجانبه داشته باشند. درمانگر آنها را تشویق میکند تا آخر به این تعهد خود وفادار بمانند و نسبت به هم احترام نشان دهند. تعلیم ارتباط به زوج نشان میدهد تا چگونه با حساسیت به یکدیگر گوش دهند و نیازهایشان را بدون اتهام زدن به یکدیگر بیان کنند.

در آموزش مشکل گشایی، زوج یاد میگیرند چگونه موضوعاتی را که تعارض ایجاد میکنند، شناسایی کنند، راهحلهای اختصاصی را پیدا کنند، به مذاکره بپردازند و مصالحه کنند. درمانگران رفتاری، چه در حین جلسات درمانی و چه در تمرینهای خانگی ممکن است تکالیفی را برای زوجین تجویز کنند که الگوهای ناسازگارانه را برای آنها روشن میکند.

مثلا ممکن است به زن گفته شود انتقادش از همسرش را تشدید کند تا زمانی که شوهر او را به چالش بکشد. اگر زوج در حال متارکه هستند، درمانگر ممکن است که مرد را متعهد کند که ۴ یا ۵ شب در هفته برای شام به خانه بیاید. بسیاری از رفتاردرمانگرها همچنین تلاش دارند طریقه واکنش نشان دادن زوجین به رفتار نامطلوب را اصلاح کنند. آنها ممکن است از شیوه بازسازی شناختی استفاده کنند – که در آن، تفسیر هر یک از طرفین از رفتارهای طرف مقابل تغییر داده میشود. زوجین میآموزند که از کلماتی مانند «همیشه» و «هرگز» استفاده نکنند، پیش از متهم کردن دیگری شواهد را بررسی کنند، و عواقب زندگی براساس فرضیاتی پوشیده را که به درستی آنها اطمینانی نیست، مورد ملاحظه مجدد قرار دهند (مانند این عقیده که شما هرگز نباید در برابر همسرتان خشمگین شوید).

● زوج درمانی با تمرکز عاطفی

نوع دیگری از درمان که از رواندرمانی مراجع مدار کارل راجرز و نیز از نظریه سیستمهای خانواده الهام میگیرد، و بیش از رفتار بر عواطف متمرکز میشود، درمانگر به زوج کمک میکند که تا به عنوان پیششرط درمان، عواطفی را که تعارض آنها را برمیانگیزد، شناسایی کنند تا بتوانند الگوهای رفتاری دردسرآفرین را متوقف کنند. آنها آسیبپذیریهایشان را بیان میکنند و احساسات پذیرفتهنشدهشان را بروز میدهند، بعد موقعیت آنها در پرتو این احساسات مورد بررسی مجدد قرار میگیرد تا راهحلهای جدیدی به دست آید.

اغلب حل مشکل زوج به قطع کردن یا رهایی از الگوها یا چرخههای پاسخ انعطافناپذیر منوط میشود. برای مثال یک طرف خشمگین، منتقد و شکایتگر با یک الگوی مداوما تکرار شونده، با طرف مقابلی که حالت تدافعی و انزواجو دارد، مواجه میشود. درمانگر به طرف عصبانی کمک میکند تا ناتوانیاش در مورد ارتباط برقرار کردن به صورت غیرتهاجمی- به گوش دادن به نگرانیهای طرف مقابل و پاسخ دادن به آنها با حمایت- را درک کند.

زوج درمانی متمرکز بر عواطف ممکن است زوج را تشویق کند که به مشکلاتشان در قالب نیازهای دلبستگی چارچوبی دوباره ببخشند. وعده نظریه دلبستگی این است که ایجاد پیوند عاطفی ایمن با شخص دیگر نیازی اساسی برای بقا است که پایگاهی در جهان برای فرد فراهم میآورد. از هنگام نوزادی، همه ما به دیگرانی نیاز داریم که به ما اهمیت دهند و به نیازهای ما با حساسیت پاسخ دهند. الگوهای دلبستگی معمولا در ابتدا در رابطه میان والد و کودک ظاهر می شوند و بعد در طول زندگی اغلب تکرار میشوند.

دلبستگی ایمن هم باعث راحتی می شود و هم فضایی برای کاوش مستقل را باز میگذارد. هنگامی که دلبستگی نامطمئن و ناایمن است، افراد ممکن است خشمگین – و اگر پاسخی به آنها داده نشود- افسرده و نومید شوند. آنها ممکن است دلبستگی تحریف شده پیدا کنند که شکل یک اتصال از سر اضطراب به دیگری را به خود بگیرد؛ یا ترکیبی از هر دو حالت دهد.

پیوند دوگانه در این حالت به این صورت درمیآید: «بیا پهلوی من، به تو نیاز دارم» و «تو خطرناکی، از من دور شو.» زوجهایی که به دنبال کمک درمانی میروند، دچار «آسیب دلبستگی» هستند- بحرانی که ممکن است شامل بیوفایی، فریبکاری مالی، خشونت، کلمات تند و برخورنده یا خیانت آشکار باشد. یکی از طرفین ممکن است در هنگام لحظهای بحرانی مانند از دست دادن شغل یا بیماری وخیم احساس کند از لحاظ عاطفی نادیده گرفته شده است. ممکن است تهدید به طلاق یا متارکه مطرح باشد.

در روند درمان، ابتدا طرف آسیبدیده ممکن است با خشم یا اندوه واقعه را بیان کند، در حالی که طرف مهاجم آسیبهایی را که وارد کرده است کم جلوه میدهد یا حتی تدافعی به خود میگیرد. رواندرمانگر طرف آسیبدیده را تشویق میکند که به جای خشمگین شدن، ناراحتی و ترس خود را نشان دهد، و طرف مهاجم را تشویق میکند تا مسوولیت کارهایش را بپذیرد و شرمندگی خود را نشان دهد. بعد از طرف آسیبدیده ممکن است تقاضای مراقبت و تسلایی را بکند که در هنگام حادثه به او داده نشده بود، و طرف مهاجم ممکن است بر خود غلبه کند و به تسلیدادن آسیب دلبستگی طرف مقابل کمک کند.

● زوج درمان روانپویشی

درمانگرهای روانپویشی معتقدند شیوهای که زوجهای بزرگسال با یکدیگر رفتار میکنند، به شدت تحت تاثیر الگوهایی است که در دوران کودکی آنها تثبیت شده است- درسهایی که اغلب به صورت ناخودآگاه در خانوادهای که در آن بزرگ شدهاند به آنها آموخته شده است. درمانگر بر امیال ناخودآگاه و واکنشهای دفاعی که آنها نیز عمدتا ناخودآگاه هستند، تاکید دارد.

واکنشهای دفاعی مانع ابراز کامل این امیال میشوند یا آنها را به سوی دیگر منحرف میکنند. زوجدرمانگران روانپویشی توجه خاصی بر «همانندسازی فرافکنانه»- واکنشی دفاعی که شامل نسبت دادن امیال و تکانههای خود شما به طرف مقابلتان و رفتار کردن به نحوی به پاسخهایی را برانگیزد که شما را متقاعد کند، این نسبت دادن درست است.

شوهری که نمیتواند وابستگی و ضعف خود را تحمل کند و با انعطافناپذیری و سلطهجویی به عنوان بیانی از قدرت سعی میکند به جبران مفرط این خصوصیت خود بپردازد. این رفتار شوهر ممکن است به رفتار وابسته و انفعالی در همسرش بینجامد- که او میتواند هم با آن همذاتپنداری کند و در عین حال از آن احساس تلخکامی کند. به عقیده رواندرمانگران روانپویشی، چنین الگوهای مکملی اغلب از روابط دوران کودکی با والدین سرچشمه میگیرد.

اگر همه چیز درست پیش برود، زوجین موفق میشوند که این احساسات نسبت به یکدیگر را از احساسات و تجربیات گذشتهشان نسبت به والدین خودشان جدا کنند.

● شیوههای مورد استفاده در زوج درمانی

۱) نظریه سیستم خانواده: این نظریه بر الگوهای ارتباط، کنش و واکنش در محیط خانواده به عنوان یک سیستم تاکید دارد و هدفاش آشنایی زوجین با قواعد و الگوهایی است که ناآگاهانه در این سیستم عمل میکنند.
۲) زوج درمانی رفتاری: در این نوع رواندرمانی، از شیوههای رفتار درمانی مانند تبادل رفتاری، تعلیم دادن نحوه برقراری ارتباط و آموزش مشکلگشایی استفاده میشود.
۳) زوجدرمانی متمرکز بر عواطف: این شیوه بر عواطف زوجین که باعث ایجاد تمارض میان آنها میشود تاکید دارد و از طریق شناساندن این عواطف،سعی بر تغییر رفتارها دارد.
۴) زوجدرمانی روانپویشی: در این شیوه فرض بر این است که رفتارهای زوجین در بزرگسالی ناشی از الگوهای رفتاری دوران کودکی آنهاست و سعی بر این است که زوجین با شناخت این موضوع احساسات فعلیشان را از احساسات و تجربیات گذشتهشان نسبت به والدینشان جدا کنند.

● فرد و زوج

علایم روانی شخصی و مشکلاتی که زوجین با آن روبه رو هستند به شیوهای پیچیده با هم مرتبط هستند. اغلب چرخهای معیوب پیش میآید که در آن رابطه طرفین بهوسیله انزواجویی و تحریکپذیری شخص افسرده، رفتار تهاجمی و تکانشی فرد مبتلا به مانی (شیدایی)، نیاز به اطمینانبخشی مداوم ناشی از اضطراب و مانند اینها به خطر میافتد. تعارض میان هر یک از زوجین این علایم را تشدید میکند تا زمانی که گفتن اینکه این چرخه از کجا آغاز شده است، مشکل میشود.

زوج درمانگرها ممکن است بر کنشهای اختصاصی متمرکز شوند که علایم فردی را تشدید کند، یا ممکن است آنها یکی از زوجین را به یک درمانگر جایگزین معرفی کنند.

همچنین میتوان به زوجین با درمانهایی مانند آموزش آرامشبخشی، شیوههای رفتاردرمانی مانند قراردادن در معرض عامل تنش و پیشگیری از پاسخ، یا درمانهای شناختی مانند ساختاردهی مجدد شناختی، یاری رساند و در حالی که درمان پیشرفت میکند و اطلاعات به درمانگر ارایه میشود، تغییرات را تحت نظارت قرار داد. در اغلب موارد زوجدرمانی و درمان فردی با هم ترکیب میشود. همچنین در صورتی که خشونت خانوادگی شدیدی وجود داشته باشد، ممکن است زوجین را به صورت جدا از هم درمان کرد.

####################################################################

مرکز خدمات روان شناسی و مشاوره باران

####################################################################

چگونه به همسرتان اعتماد کنید؟

 

چگونه به همسرتان اعتماد کنید؟
سلامت نیوز : ازدواج یک تعهد و مسئولیت مهم است.با اینکه هر زن و مردی که تصمیم به شروع زندگی مشترک می‌گیرند مسئولیت و تعهدات زندگی زناشویی را می‌پذیرند اما بازهم نگرانی از وفاداری و پایبندی باعث می‌شود بسیاری از زن و شوهرهای جوان اعتماد کامل به شریک زندگی شان نداشته باشند و زن و مردهای دیگر را تهدیدی علیه زندگی خود بدانند.
به گزارش سلامت نیوز به نقل از اطلاعات ؛ برای اینکه بتوانید به همسرتان اعتماد کنید و مطمئن شوید که او به شما وفادار است باید از خودتان شروع کنید.آیا شما شرط وفاداری را می‌دانید؟ اگر شما و همسرتان اصول وفاداری را بشناسید دلیلی ندارد که با هراس ازدست دادن، بدبینی و شک و دودلی زندگی کنید:
گام اول: از خودتان شروع کنید و اعتماد کنید
زمانی که مسئولیت و تعهد زندگی زناشویی را می‌پذیرید نباید آن را بشکنید.هم شما و هم همسرتان باید شرط وفاداری را به جا بیاورید.شک و تردید نسبت به همسرتان او را خائن نمی‌کند اما هرچقدر شما به همسرتان بدگمان و ظنین باشید به همان نسبت به رابطه عاطفی‌ای که با او برقرار کرده‌اید آسیب می‌زنید.اگر هر دوی شما حدود و مرزهای رابطه را مشخص کنید و درهمان محدوده گام بردارید به راحتی می‌توانید به یکدیگر اعتماد کنید.وفاداری، اعتماد و باور، شما و همسرتان را در یک زندگی آرام و مطمئن قرار می‌دهد.اگر می‌خواهید زندگی مستحکم و قابل اتکایی داشته باشید خودتان باید آن را اینگونه بسازید.مثلاً اگر در زندگی از حد و مرزهای رابطه فراتر بروید نباید انتظار داشته باشید همسرتان به راحتی از آن بگذرد و شما را ببخشد.رفتار و عملکرد شماست که او را مظنون و مشکوک می‌کند.به همین ترتیب همسرتان نیز نباید از مرزهای مشخص رابطه فراتر برود و اعتماد شما را فروبریزد.
گام دوم: بپذیرید که دیگر تنها نیستید
شما یک زوج هستید و نسبت به شریک زندگی تان مسئولیت و تعهداتی دارید حتی اگر بخشی از این تعهدات را خوشایند ندانید.اگر می‌خواهید فردیت و خودمختاری تان را به همسرتان اثبات کنید شک نکنید که نمی‌توانید این رابطه را ادامه بدهید.به همسرتان عشق بورزید و از او عشق را طلب کنید.در یک رابطه سالم زناشویی شما باید عشق را از همسرتان بگیرید.اگر در این رابطه سالم عاشقانه قرار دارید دیگر نباید نگران بی وفایی‌های همسرتان باشید زیرا او در اختیار شما است.یاد بگیرید که برای زندگی زناشویی تان باید بخشی از نیازهای خودخواهانه تان را کنار بگذارید.
گام سوم: مرموز نباشید
همیشه پاسخگو و در دسترس باشید.این مسئله هرگز هویت و آزادی عمل را از شما نمی‌گیرد بلکه راه را برای آزادانه عمل کردن باز می‌گذارد. مکالمات تلفنی پنهانی؛روابط اینترنتی پنهانی؛دوستان پنهانی؛حساب‌های بانکی پنهانی و هرنوع رفتار دیگری که برای همسرتان سوتفاهم ایجاد می‌کند را کنار بگذارید.هرچقدر درستکارتر باشید رفتارهای مرموز و شک برانگیز کمتری خواهید داشت.مطمئن باشید در یک رابطه نزدیک زناشویی نمی‌توانید رفتارهای پنهانی طولانی داشته باشید.یک روز همسرتان ممکن است پیامکی را بخواند و یا از شما بپرسد که چرا دیر به خانه آمده‌اید و شما مجبور به پاسخگویی هستید.هرچقدر صادق‌تر باشید همسرتان اعتماد بیشتری به شما خواهد داشت و از طرفی خودتان نیز نگران رفتارها و افکار پنهانی همسرتان نخواهید بود.
گام چهارم: همسرتان را کنترل نکنید
بیش از اندازه کنجکاوی کردن و نگران بودن نشانه تعهد و مسئولیت شما نسبت به همسرتان نیست.همین که مدام از همسرتان بپرسید کجا بودی؟ چی پوشیدی؟ چی خوردی و چرا دیرآمدی زنگ خطری برای رابطه شماست.بین رفتارهایی که نشان دهنده کنترل بیش از اندازه همسرتان است و رفتارهایی که نشانه توجه و حمایت است تفاوت قایل شوید.طوری رفتار کنید که همسرتان احساس نکند شما او را تحت سلطه خود گرفته‌اید.
گام پنجم: با همسرتان صمیمی باشید
اگر راه محبت و عشق ورزیدن به همسرتان را بلد نباشید همیشه نگران خواهید بود چون شما خوب می‌دانید او از چشمه محبت شما سیراب نمی‌شود.پس اگر راه ابراز علاقه و محبت را بلد نیستید سعی کنید آن را بیاموزید.بوسیدن، توجه به ظاهر، جملات عاشقانه و به آغوش کشیدن را بیاموزید تا اعتماد بیشتری به رابطه زناشویی تان پیدا کنید.
گام ششم: بی‌دلیل همسرتان را متهم نکنید
او را امتحان نکنید و در موقعیت‌هایی قرار ندهید که او مجبور باشد از یک امتحان سخت بیرون بیاید.یک مثال ساده‌ای که این روزها بسیار شایع شده است فرستادن پیامک ناشناس و یا با یک شناسه ناشناس ایمیل زدن و مکالمه کردن در اینترنت است.چرا می‌خواهید همسرتان را با این روش‌ها امتحان کنید؟ اگر او از این آزمایش سربلند بیرون نیاید در واقع این شما هستید که بازنده می‌شوید.آزمون وفاداری در طی سالیان دراز زندگی و در مراحل مختلف به وضوح از شما و همسرتان گرفته می‌شود.
گام هفتم: بهانه به دست همسرتان ندهید
نوع رفتار و منش شما می‌تواند همسرتان را ظنین کند.نوع آرایش، نوع پوشش؛ نوع برخورد شما با جنس مخالف و حتی افکار و ایده‌هایی که درباره روابط زن و مرد دارید می‌تواند باعث نگرانی و شک و دودلی همسرتان بشود.اینکه به همسرتان نشان بدهید چقدر باورهای اخلاقی دارید و به آنها پایبند هستید به او ثابت می‌کند که شما همسری وفادار هستید و خواهید بود.به همین ترتیب پایبندی‌های اخلاقی همسرتان را باور کنید و به او اعتماد کنید که مطابق با باورهای اخلاقیش رفتار خواهد کرد.
گام هشتم: همیشه در کنار همسرتان باشید
اگر اعتماد همسرتان را می‌خواهید باید سعی کنید در موقعیت‌های مختلف او را همراهی کنید.به نیازها و خواسته‌هایش توجه کنید و گام‌هایتان را با او هماهنگ کنید.طوری زندگی کنید که همسرتان در کنار شما هیچ خلا و کمبودی را احساس نکند.همینطور از او بخواهید نیازها و خواسته‌های شما را جدی بگیرد.اگر سبک خاصی از زندگی را دوست دارید و یا همسرتان دوست دارد باید آن را به یکدیگر بیاموزید.البته نیازها و خواسته‌های شما و همسرتان باید متناسب با توانایی‌هایتان باشد.مثلاً شما می‌توانید از همسرتان بخواهید تا یک نوع لباس خاص را بپوشد تا زیباتر باشد و یا یک نوع رفتار معقول و متناسب داشته باشد اما شما نمی‌توانید از او بخواهید تا از آنچه هست زیباتر شود و یا به یک رفتار افراطی که فقط مطلوب شماست تن بدهد برای اینکه شما آن را می‌پسندید.
گام نهم: حد و مرزهای معقول و منطقی داشته باشید
شما و همسرتان برای اینکه وفاداری‌تان را به یکدیگرثابت کنید نیاز دارید تا در محدوده مجاز زندگی زناشویی حرکت کنید.این حد و مرزها باید قواعد اخلاقی معقول و منطقی درستی باشند.شما نمی‌توانید قوانین نامعقولی مثل اینکه همسرتان اصلا کار نکند، بدون شما از خانه خارج نشود، با هیچ زن یا مردی گفتگو نکند مگر در حضور شما و...را قانون‌های اخلاقی خانواده بگذارید زیرا این حدومرزها انسانی نیستند و اصلا باعث اعتماد و پایبندی بیشتر در زندگی نمی‌شوند و چه بسا مشکلات دیگری در زندگی ایجاد کنند.آنچه شما به عنوان قواعد اخلاقی خانواده تعیین می‌کنید باید با تایید و تصدیق همسرتان باشد و او نیز همانند شما به آنها اعتقاد داشته باشد.
گام دهم: به خانه اهمیت بدهید
مطالعات نشان می‌دهند که بسیاری از مردانی که به همسرانشان خیانت می‌کنند کسانی هستند که تا دیر وقت کار می‌کنند یا بیش از اندازه با دوستانشان معاشرت می‌کنند.زنان نیز معمولاً از اینکه همسرانشان تا دیروقت کار می‌کنند و یا بی توجه به خانواده تفریح‌های مجردی دارند گله و شکایت می‌کنند.تا آنجه که می‌توانید عوامل و رفتارهایی که شما و صداقتتان را زیرسوال می‌برد را کم کنید و تمام تلاشتان را بکنید تا همسرتان اعتماد و وفاداری را احساس کند.
***
این نکات را جدی بگیرید:
ـ همیشه کسانی هستند که از نظر شما و همسرتان جذاب باشند اما این مسئله هیچ ربطی به میزان عشق و علاقه شما و همسرتان نسبت به یکدیگر ندارد.اینگونه برداشت نکنید که اگر از نظر شما مثلاً فلان شخص باهوش، زیبا و یا پولدار است شما مرتکب خیانت ذهنی شده‌اید و یا شما به نوعی او را با همسرتان مقایسه کرده‌اید.تنها زمانی شما تعهدات و وفاداریتان را نقض خواهید کرد که یک فرد سومی را با همسرتان مقایسه کنید و یا ترجیح بدهید تا او به جای همسرتان باشد.
ـ معاشرت با کسانی را که پایبندی‌های اخلاقی ندارند و شما را ترغیب به رفتارهای نامتعارف می‌کنند را کنار بگذارید.آنها همیشه می‌توانند زندگی تان را ویران بکنند.
ـ یک تصویر ایده‌آل از زندگی زناشویی و مفاهیمی که همسران با آن در ارتباط هستند مثل وفاداری، عشق، تعهد و حمایت را در ذهن بیاورید.سعی کنید این تصویر را نقد کنید تا بتوانید آن را با زندگی واقعی مقایسه کنید.سپس سعی کنید این تصویر ایده ال را در زندگی زناشویی تان متناسب با واقعیت‌های موجود پیاده کنید.این کار به شما کمک خواهد کرد که مثلاً در رابطه با مسئله وفاداری و اعتماد - تحولی مثبت در زندگی ایجاد کنید.
ـ عصبانی نشوید اگر فهمیدید یک شخص سومی از همسرتان تعریف و تمجید کرد.حساسیت بیش از اندازه شما کمکی به حفظ رابطه نمی‌کند.به جای این کار سعی کنید تعریف و تمجید دیگران را یک نکته مثبت در نظر بیاورید.این شانس شما بوده است که در کنار چنین فردی زندگی کنید و چه خوب که دیگران این موضوع را می‌فهمند.
ـ حسود نباشید.وقتی حسادت می‌کنید اصلا نمی‌توانید میزان وفاداری همسرتان را درک کنید زیرا پیوسته فکر شما به این مسئله معطوف شده است که دیگران همسرتان را با همه ویِِزگی‌های مثبتش نظیر هوش، موقعیت مالی، زیبایی و...زیر نظر دارند.
ـ شک و بدگمانی زندگی زناشویی را ویران می‌کند و احساس تعلق و وابستگی را به نوعی بیماری انحصار طلبی تبدیل می‌کند.خودتان را از سوء ظن و بدگمانی نسبت به همسرتان رها کنید.
ـ مشکلات و سوء تفاهم‌ها را پیش از اینکه سخت و غیرقابل حل شوند حل و فصل کنید.سعی کنید حتی وقتی به همسرتان فکر می‌کنید نیز به همسرتان احترام بگذارید و سوء ظنی نداشته باشید.
ـ اگر آشنایی یا رابطه‌ای در گذشته داشته‌اید مثلاً قصد ازدواج با فرد دیگری را داشته‌اید و آن را تمام کرده‌اید آن را از همسرتان پنهان نکنید.بهتر است پیش از شروع زندگی زیر یک سقف، درباره تمام این مسائل با همسرتان گفتگو کنید.شاید او ظرفیت پذیرش این مسئله را نداشته باشد و یا احساسی برخورد کند اما شما این کار را برای بیان صداقت و وفاداریتان انجام می‌دهید.البته نیت واقعی شما بسیار مهم است.اگر هدف شما از بیان این مسئله نشان دادن وفاداریتان باشد بسیار ارزشمند است.اما اگر این کار را فقط برای رهایی خودتان از عذاب وجدان انجام می‌دهید، نتیجه آن فقط آسیب و ضربه روحی به همسرتان است و بهتر است اصلا آن را مطرح نکنید.
ـ فراموش نکنید که اثبات وفاداری و تعهد کار آسانی نیست.پس طوری رفتار نکنید که برای همسرتان این سوء ظن ایجاد شود که شما صداقت ندارید.به جزییات دقت کنید به ویِژه اگر همسری دارید که رویکرد منفی نسبت به مسائل دارد.
بیشتر: .::سلامت نیوز :سرویس خبری: خانواده:چگونه به همسرتان اعتماد کنید؟::.
 ازدواج یک تعهد و مسئولیت مهم است.با اینکه هر زن و مردی که تصمیم به شروع زندگی مشترک می‌گیرند مسئولیت و تعهدات زندگی زناشویی را می‌پذیرند اما بازهم نگرانی از وفاداری و پایبندی باعث می‌شود بسیاری از زن و شوهرهای جوان اعتماد کامل به شریک زندگی شان نداشته باشند و زن و مردهای دیگر را تهدیدی علیه زندگی خود بدانند.
 برای اینکه بتوانید به همسرتان اعتماد کنید و مطمئن شوید که او به شما وفادار است باید از خودتان شروع کنید.آیا شما شرط وفاداری را می‌دانید؟ اگر شما و همسرتان اصول وفاداری را بشناسید دلیلی ندارد که با هراس ازدست دادن، بدبینی و شک و دودلی زندگی کنید:

گام اول: از خودتان شروع کنید و اعتماد کنید

زمانی که مسئولیت و تعهد زندگی زناشویی را می‌پذیرید نباید آن را بشکنید.هم شما و هم همسرتان باید شرط وفاداری را به جا بیاورید.شک و تردید نسبت به همسرتان او را خائن نمی‌کند اما هرچقدر شما به همسرتان بدگمان و ظنین باشید به همان نسبت به رابطه عاطفی‌ای که با او برقرار کرده‌اید آسیب می‌زنید.اگر هر دوی شما حدود و مرزهای رابطه را مشخص کنید و درهمان محدوده گام بردارید به راحتی می‌توانید به یکدیگر اعتماد کنید.وفاداری، اعتماد و باور، شما و همسرتان را در یک زندگی آرام و مطمئن قرار می‌دهد.اگر می‌خواهید زندگی مستحکم و قابل اتکایی داشته باشید خودتان باید آن را اینگونه بسازید.مثلاً اگر در زندگی از حد و مرزهای رابطه فراتر بروید نباید انتظار داشته باشید همسرتان به راحتی از آن بگذرد و شما را ببخشد.رفتار و عملکرد شماست که او را مظنون و مشکوک می‌کند.به همین ترتیب همسرتان نیز نباید از مرزهای مشخص رابطه فراتر برود و اعتماد شما را فروبریزد.

گام دوم: بپذیرید که دیگر تنها نیستید

شما یک زوج هستید و نسبت به شریک زندگی تان مسئولیت و تعهداتی دارید حتی اگر بخشی از این تعهدات را خوشایند ندانید.اگر می‌خواهید فردیت و خودمختاری تان را به همسرتان اثبات کنید شک نکنید که نمی‌توانید این رابطه را ادامه بدهید.به همسرتان عشق بورزید و از او عشق را طلب کنید.در یک رابطه سالم زناشویی شما باید عشق را از همسرتان بگیرید.اگر در این رابطه سالم عاشقانه قرار دارید دیگر نباید نگران بی وفایی‌های همسرتان باشید زیرا او در اختیار شما است.یاد بگیرید که برای زندگی زناشویی تان باید بخشی از نیازهای خودخواهانه تان را کنار بگذارید.

گام سوم: مرموز نباشید

همیشه پاسخگو و در دسترس باشید.این مسئله هرگز هویت و آزادی عمل را از شما نمی‌گیرد بلکه راه را برای آزادانه عمل کردن باز می‌گذارد. مکالمات تلفنی پنهانی؛روابط اینترنتی پنهانی؛دوستان پنهانی؛حساب‌های بانکی پنهانی و هرنوع رفتار دیگری که برای همسرتان سوتفاهم ایجاد می‌کند را کنار بگذارید.هرچقدر درستکارتر باشید رفتارهای مرموز و شک برانگیز کمتری خواهید داشت.مطمئن باشید در یک رابطه نزدیک زناشویی نمی‌توانید رفتارهای پنهانی طولانی داشته باشید.یک روز همسرتان ممکن است پیامکی را بخواند و یا از شما بپرسد که چرا دیر به خانه آمده‌اید و شما مجبور به پاسخگویی هستید.هرچقدر صادق‌تر باشید همسرتان اعتماد بیشتری به شما خواهد داشت و از طرفی خودتان نیز نگران رفتارها و افکار پنهانی همسرتان نخواهید بود.

گام چهارم: همسرتان را کنترل نکنید

بیش از اندازه کنجکاوی کردن و نگران بودن نشانه تعهد و مسئولیت شما نسبت به همسرتان نیست.همین که مدام از همسرتان بپرسید کجا بودی؟ چی پوشیدی؟ چی خوردی و چرا دیرآمدی زنگ خطری برای رابطه شماست.بین رفتارهایی که نشان دهنده کنترل بیش از اندازه همسرتان است و رفتارهایی که نشانه توجه و حمایت است تفاوت قایل شوید.طوری رفتار کنید که همسرتان احساس نکند شما او را تحت سلطه خود گرفته‌اید.

گام پنجم: با همسرتان صمیمی باشید

اگر راه محبت و عشق ورزیدن به همسرتان را بلد نباشید همیشه نگران خواهید بود چون شما خوب می‌دانید او از چشمه محبت شما سیراب نمی‌شود.پس اگر راه ابراز علاقه و محبت را بلد نیستید سعی کنید آن را بیاموزید.بوسیدن، توجه به ظاهر، جملات عاشقانه و به آغوش کشیدن را بیاموزید تا اعتماد بیشتری به رابطه زناشویی تان پیدا کنید.

گام ششم: بی‌دلیل همسرتان را متهم نکنید

او را امتحان نکنید و در موقعیت‌هایی قرار ندهید که او مجبور باشد از یک امتحان سخت بیرون بیاید.یک مثال ساده‌ای که این روزها بسیار شایع شده است فرستادن پیامک ناشناس و یا با یک شناسه ناشناس ایمیل زدن و مکالمه کردن در اینترنت است.چرا می‌خواهید همسرتان را با این روش‌ها امتحان کنید؟ اگر او از این آزمایش سربلند بیرون نیاید در واقع این شما هستید که بازنده می‌شوید.آزمون وفاداری در طی سالیان دراز زندگی و در مراحل مختلف به وضوح از شما و همسرتان گرفته می‌شود.

گام هفتم: بهانه به دست همسرتان ندهید

نوع رفتار و منش شما می‌تواند همسرتان را ظنین کند.نوع آرایش، نوع پوشش؛ نوع برخورد شما با جنس مخالف و حتی افکار و ایده‌هایی که درباره روابط زن و مرد دارید می‌تواند باعث نگرانی و شک و دودلی همسرتان بشود.اینکه به همسرتان نشان بدهید چقدر باورهای اخلاقی دارید و به آنها پایبند هستید به او ثابت می‌کند که شما همسری وفادار هستید و خواهید بود.به همین ترتیب پایبندی‌های اخلاقی همسرتان را باور کنید و به او اعتماد کنید که مطابق با باورهای اخلاقیش رفتار خواهد کرد.

گام هشتم: همیشه در کنار همسرتان باشید

اگر اعتماد همسرتان را می‌خواهید باید سعی کنید در موقعیت‌های مختلف او را همراهی کنید.به نیازها و خواسته‌هایش توجه کنید و گام‌هایتان را با او هماهنگ کنید.طوری زندگی کنید که همسرتان در کنار شما هیچ خلا و کمبودی را احساس نکند.همینطور از او بخواهید نیازها و خواسته‌های شما را جدی بگیرد.اگر سبک خاصی از زندگی را دوست دارید و یا همسرتان دوست دارد باید آن را به یکدیگر بیاموزید.البته نیازها و خواسته‌های شما و همسرتان باید متناسب با توانایی‌هایتان باشد.مثلاً شما می‌توانید از همسرتان بخواهید تا یک نوع لباس خاص را بپوشد تا زیباتر باشد و یا یک نوع رفتار معقول و متناسب داشته باشد اما شما نمی‌توانید از او بخواهید تا از آنچه هست زیباتر شود و یا به یک رفتار افراطی که فقط مطلوب شماست تن بدهد برای اینکه شما آن را می‌پسندید.

گام نهم: حد و مرزهای معقول و منطقی داشته باشید

شما و همسرتان برای اینکه وفاداری‌تان را به یکدیگرثابت کنید نیاز دارید تا در محدوده مجاز زندگی زناشویی حرکت کنید.این حد و مرزها باید قواعد اخلاقی معقول و منطقی درستی باشند.شما نمی‌توانید قوانین نامعقولی مثل اینکه همسرتان اصلا کار نکند، بدون شما از خانه خارج نشود، با هیچ زن یا مردی گفتگو نکند مگر در حضور شما و...را قانون‌های اخلاقی خانواده بگذارید زیرا این حدومرزها انسانی نیستند و اصلا باعث اعتماد و پایبندی بیشتر در زندگی نمی‌شوند و چه بسا مشکلات دیگری در زندگی ایجاد کنند.آنچه شما به عنوان قواعد اخلاقی خانواده تعیین می‌کنید باید با تایید و تصدیق همسرتان باشد و او نیز همانند شما به آنها اعتقاد داشته باشد.

گام دهم: به خانه اهمیت بدهید

مطالعات نشان می‌دهند که بسیاری از مردانی که به همسرانشان خیانت می‌کنند کسانی هستند که تا دیر وقت کار می‌کنند یا بیش از اندازه با دوستانشان معاشرت می‌کنند.زنان نیز معمولاً از اینکه همسرانشان تا دیروقت کار می‌کنند و یا بی توجه به خانواده تفریح‌های مجردی دارند گله و شکایت می‌کنند.تا آنجه که می‌توانید عوامل و رفتارهایی که شما و صداقتتان را زیرسوال می‌برد را کم کنید و تمام تلاشتان را بکنید تا همسرتان اعتماد و وفاداری را احساس کند.
***

این نکات را جدی بگیرید:

ـ همیشه کسانی هستند که از نظر شما و همسرتان جذاب باشند اما این مسئله هیچ ربطی به میزان عشق و علاقه شما و همسرتان نسبت به یکدیگر ندارد.اینگونه برداشت نکنید که اگر از نظر شما مثلاً فلان شخص باهوش، زیبا و یا پولدار است شما مرتکب خیانت ذهنی شده‌اید و یا شما به نوعی او را با همسرتان مقایسه کرده‌اید.تنها زمانی شما تعهدات و وفاداریتان را نقض خواهید کرد که یک فرد سومی را با همسرتان مقایسه کنید و یا ترجیح بدهید تا او به جای همسرتان باشد.
 
ـ معاشرت با کسانی را که پایبندی‌های اخلاقی ندارند و شما را ترغیب به رفتارهای نامتعارف می‌کنند را کنار بگذارید.آنها همیشه می‌توانند زندگی تان را ویران بکنند.
 
ـ یک تصویر ایده‌آل از زندگی زناشویی و مفاهیمی که همسران با آن در ارتباط هستند مثل وفاداری، عشق، تعهد و حمایت را در ذهن بیاورید.سعی کنید این تصویر را نقد کنید تا بتوانید آن را با زندگی واقعی مقایسه کنید.سپس سعی کنید این تصویر ایده ال را در زندگی زناشویی تان متناسب با واقعیت‌های موجود پیاده کنید.این کار به شما کمک خواهد کرد که مثلاً در رابطه با مسئله وفاداری و اعتماد - تحولی مثبت در زندگی ایجاد کنید.
 
ـ عصبانی نشوید اگر فهمیدید یک شخص سومی از همسرتان تعریف و تمجید کرد.حساسیت بیش از اندازه شما کمکی به حفظ رابطه نمی‌کند.به جای این کار سعی کنید تعریف و تمجید دیگران را یک نکته مثبت در نظر بیاورید.این شانس شما بوده است که در کنار چنین فردی زندگی کنید و چه خوب که دیگران این موضوع را می‌فهمند.
 
ـ حسود نباشید.وقتی حسادت می‌کنید اصلا نمی‌توانید میزان وفاداری همسرتان را درک کنید زیرا پیوسته فکر شما به این مسئله معطوف شده است که دیگران همسرتان را با همه ویژگی‌های مثبتش نظیر هوش، موقعیت مالی، زیبایی و...زیر نظر دارند.
 
ـ شک و بدگمانی زندگی زناشویی را ویران می‌کند و احساس تعلق و وابستگی را به نوعی بیماری انحصار طلبی تبدیل می‌کند.خودتان را از سوء ظن و بدگمانی نسبت به همسرتان رها کنید.
 
ـ مشکلات و سوء تفاهم‌ها را پیش از اینکه سخت و غیرقابل حل شوند حل و فصل کنید.سعی کنید حتی وقتی به همسرتان فکر می‌کنید نیز به همسرتان احترام بگذارید و سوء ظنی نداشته باشید.
 
ـ اگر آشنایی یا رابطه‌ای در گذشته داشته‌اید مثلاً قصد ازدواج با فرد دیگری را داشته‌اید و آن را تمام کرده‌اید آن را از همسرتان پنهان نکنید.بهتر است پیش از شروع زندگی زیر یک سقف، درباره تمام این مسائل با همسرتان گفتگو کنید.شاید او ظرفیت پذیرش این مسئله را نداشته باشد و یا احساسی برخورد کند اما شما این کار را برای بیان صداقت و وفاداریتان انجام می‌دهید.البته نیت واقعی شما بسیار مهم است.اگر هدف شما از بیان این مسئله نشان دادن وفاداریتان باشد بسیار ارزشمند است.اما اگر این کار را فقط برای رهایی خودتان از عذاب وجدان انجام می‌دهید، نتیجه آن فقط آسیب و ضربه روحی به همسرتان است و بهتر است اصلا آن را مطرح نکنید.
 
ـ فراموش نکنید که اثبات وفاداری و تعهد کار آسانی نیست.پس طوری رفتار نکنید که برای همسرتان این سوء ظن ایجاد شود که شما صداقت ندارید.به جزییات دقت کنید به ویِژه اگر همسری دارید که رویکرد منفی نسبت به مسائل دارد.

####################################################################

مرکز خدمات روان شناسی و مشاوره باران

####################################################################

تأثیر استرس بر روابط زناشویی

امیر و هما چند سالی است که ازدواج کرده‌اند و روابط عاطفی خوبی بین?شان برقرار است اما هما از این مساله گله‌مند است که چرا امیر با نزدیک شدن به موعد پرداخت قسط‌های بانک یا ساده‌تر از آن، دیدن قبض‌های برق و گاز و...

یا حتی نزدیک شدن به موعد مقرر جابجایی خانه، از 3-2 ماه قبل، دچار استرس می‌شود و تا نیمه‌های شب‌ بیدار می‌ماند. امیر تمام این رفتارها را ناآگاهانه دارد و در مورد آنها با هما صحبتی نمی‌کند، غافل از اینکه رفتارهایی مانند جویدن ناخن، تکان دادن پا و... باعث اذیت و آزار هما می‌شود و تلاش او در این مدت برای ایجاد آرامش و کمتر کردن استرس، کارساز نبوده است...

استرس و تبعات آن نقش موثری در روابط انسان‌ها، به‌خصوص زوج‌ها دارد و کم نیستند زوج‌هایی که به کوچک‌ترین استرس‌، واکنش غیرمعقولی نشان می‌دهند. با آنکه ممکن است به ظاهر روابط عاطفی این قبیل زوج‌ها کاملا خوب و عادی به نظر برسد، اما ادامه چنین رفتاری به مرور زمان روابط عاطفی آنها را تحت‌تاثیر قرار خواهد داد. در گفت‌وگو با دکتر محمدرضا صفری‌نژاد، استاد اورولوژی دانشگاه و رییس علمی انجمن سلامت خانواده، کوشیده‌ایم علل بروز استرس در زندگی مشترک و راهکارهای مدیریت استرس را بررسی کنیم.

بیشتر استرس‌ها در زندگی مشترک از چه عللی نشات می‌گیرد؟

استرس‌های روزانه 2 منشاء اصلی دارند؛ یا از درون خانواده منشاء می‌گیرند یا اینکه خارج از خانواده و از محیط بیرون به زوج‌ها تحمیل می‌شوند. معمولا واکنش افراد به موارد استرس‌زا متغیر است؛ ممکن است موقعیتی که برای یک زوج استرس‌زا تلقی می‌شود، برای زوج دیگری کاملا عادی باشد.
4 عامل اصلی که ممکن است در محیط خانواده‌ باعث بروز استرس شوند، عبارتند از: شغل،‌ مسایل اقتصادی، زناشویی و والدین. زوج‌ها باید بدانند موقعیت‌های استرس‌زا چگونه می‌تواند زندگی آنها را تحت‌تاثیر قرار دهند و اگر نمی‌توانند از قرارگیری در این شرایط اجتناب کنند، باید آنها را شناسایی و شیوه مناسبی اداره و کنترل کنند. به علاوه، باید به یکدیگر این فرصت را بدهند تا در مورد اینکه چه مسایل و موقعیت‌هایی باعث استرسشان می‌شود، صحبت کنند.

چگونه می‌توانیم استرس‌ را در زندگی مشترک به‌گونه‌ای کنترل کنیم که بر روابط عاطفی تاثیر نگذارد؟

بیشتر اوقات وقتی می‌گوییم به شدت دچار استرس شده‌ایم، اگر بپرسند چه چیزی باعث ایجاد این حالت شده، شاید نتوانیم به درستی جواب دهیم زیرا استرس حالتی مکارانه دارد و باید زمان صرف شود تا فرد بتواند علت آن را پیدا کند و با همسرش در میان بگذارد. اولین گام در کاهش سطح استرس، این است که بتوانیم چیزی که باعث آزار و استرس شده، پیدا و توصیف کنیم. وقتی فردی از مساله‌ای که منجر به بروز استرس در همسرش شده، آگاهی داشته باشد، می‌تواند، راه‌هایی پیدا کند تا باعث افزایش استرس در او نشود. کسی که دچار استرس می‌شود، باید سعی کند به همسرش بفهماند چرا قرارگیری در فلان موقعیت، باعث ایجاد این حالت در او می‌شود. با آنکه شاید برای حل تمام مشکل‌ها یا از بین بردن موقعیت‌های استرس‌زا، راه‌حلی نباشد ولی صحبت درباره آن و به اشتراک گذاشتن احساسات، باعث حل مشکل و کمترشدن استرس خواهد شد. نکته‌ای که افرادی مانند امیر، باید به آن توجه بیشتری داشته باشند تا باعث بروز مشکلات در زندگی‌شان نشود.

یعنی داشتن روابط مطلوب و صمیمیت در زندگی مشترک، نقش موثری در کمرنگ شدن استرس دارد؟

یکی از عوامل مهم در شکل‌گیری یک ازدواج موفق، صمیمیت است. بسیاری از افراد صمیمیت را در برقرار کردن رابطه زناشویی می‌دانند، در صورتی که منظور از صمیمیت، بسیار فراتر از برقراری رابطه زناشویی است. صمیمی بودن یعنی زوج افکار و احساسات خود را آشکارا بیان کنند (گرچه بیان آن مشکل است) و صادق باشند که به آن «صمیمیت عاطفی» گفته می‌شود. وجود چنین رابطه‌ای به خصوص در مواردی که یکی از طرفین دچار استرس شده است، این فرصت را به طرف مقابل می‌دهد از او حمایت کند. گاهی وقتی که همسران صرف صحبت با دوستان خود می‌کنند، بیشتر از زمانی است که به هم اختصاص می‌دهند، چون احساس می‌کنند شاید همسرشان نتواند مشکل آنها را بفهمد. درحالی که یکی از آسیب‌رسان‌ترین موارد به روابط دو جانبه و ایجاد احساس طردشدن در طرف مقابل، دوری کردن از او در مواجهه با موقعیت‌های استرس‌زاست. مشکلی که امیر و هما با آن دست به گریبانند.

معمولا استرس‌های کاری روی رفتار افراد تاثیر می‌گذارند. این استرس‌ها چه زمانی می‌توانند مشکل‌ساز باشند؟

نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد استرس کاری، از عوامل مهم و موثر در ایجاد نارضایتی زوج‌ها از ازدواج است. در قرن بیست و یکم، اعتیاد به اینترنت، صحبت زیاد با تلفن همراه و نامه‌های الکترونیکی و... از دیگر مواردی است که در روابط بین زوج‌ها آثار سوء دارد و باعث می‌شود زن یا شوهر احساس تنهایی کنند و به مرور زمان رابطه‌شان آسیب ببیند. زوج‌ها باید ارتباط با همدیگر را مانند یک شغل تمام وقت بدانند و اگر یکی از طرفین غرق در کارها و استرس‌های روزانه است و با وجود تلاش زیاد نمی‌تواند به زندگی طبیعی برگردد و این مشکلات را حل کند، مشورت با کارشناسان اهمیت پیدا می‌کند زیرا علایمی مانند افسردگی، تنهایی و تغییر خلق از پیامدهای اهمیت ندادن به استرس در زندگی مشترک یا خارج از محیط خانه است. استرس در اشکال متعدد می‌تواند به فرد روی بیاورد و نباید فراموش کرد برخورد افراد مختلف با استرس متفاوت است. گرچه نمی‌توان تمام استرس‌های زندگی روزمره را برطرف کرد ولی باید دانست چگونه می‌توان با آنها برخورد کرد.

زوج‌ها برای مدیریت استرس باید چه مهارت‌هایی را در زندگی مشترک به کار ببرند؟

در بسیاری از کشورها، دوره‌های آموزشی برای بهبود روابط بین زوج‌ها وجود دارد. شرکت در این دوره‌ها گاهی زندگی‌هایی که در حال ازهم‌پاشیدن است، نجات می‌دهد. این آموزش‌ها به زوج‌ها مهارت و اطلاعات و منابعی را در اختیار آنها قرار می‌دهد، تا برخوردی صحیح و مناسب داشته باشند و روابط خود را با همسرشان بهبود دهند. بسیاری از زوج‌ها علاوه بر اینکه توانایی و مهارت مدیریت استرس را در زندگی مشترک ندارند متاسفانه وقتی دچار استرس می‌شوند، سکوت اختیار می‌کنند درحالی که این کار باعث عصبانیت و کاهش آستانه تحمل می‌شود و می‌تواند باعث ایجاد فاصله بین زوج شود. اینکه هما پس از گذشت این مدت زمان از ازدواجشان، از رفتار همسرش خسته شده، به این دلیل است که امیر از صحبت کردن درباره مسایلی که باعث بروز استرس در او می‌شود، امتناع می‌کند. درحالی که صحبت در مورد حوادثی که در زندگی روزمره اتفاق افتاده، باعث تقویت روابط خواهد شد و فرد را آماده می‌کند تا در مورد مسایل بزرگ‌تر و با اهمیت‌تر نیز صحبت کنند.

####################################################################

مرکز خدمات روان شناسی و مشاوره باران

####################################################################

باور اشتباه درمورد روابط زناشویی

 

فکر می‌کنید رابطه‌‌تان شکست خورده است چون شما و همسرتان قوانین یا استانداردهای خاصی را دنبال نمی‌کنید؟ در این مقاله به 10 تصور متداول غلط و خطرناک برای روابط اشاره می‌کنیم.

 

اشتباه 1: یک رابطه عالی نیازمند تفاهم فکری است.

• شما هیچوقت نمی‌توانید به همه چیز از دید همسرتان نگاه کنید زیرا دو فرد کاملاً متفاوت هستید. شما از نظر ژنتیکی، فیزیولوژیکی، روانی و تاریخی متفاوت هستید.

• شما نمی‌توانید با شبیه شدن به طرزفکر همسرتان، مشکلات رابطه‌تان را حل کنید. زنان و مردان ذهن متفاوتی دارند.  سعی در تغییر طرزفکرتان کاری غیرطبیعی و حتی خطرناک است.

• باید تشخیص دهید که یک رابطه وقتی با کسی باشید که زندگی‌تان را غنی‌تر کرده است، لذت‌بخش‌تر خواهد بود. باید تفاوت‌هایتان را تحسین کنید.

 

اشتباه 2: یک رابطه عالی نیازمند عشقی عالی است.

• بله، زندگی شما در کنار همسرتان باید توام با عشق باشد. اما خودتان را گول نزنید و انتظار یک عشق غیرواقعی هالیوودی را نداشته باشید. واقعیت این است که در دنیای واقعی، عاشق بودن به معنی افتادن در دام عشق نیست.

• عاشق شدن تنها اولین قدم عشق است. ماندن در آن مرحله کار دشواری است. یک رابطه بالغ از شور و شوق اولیه عشق به عشقی ماندگارتر و عمیق‌تر تبدیل می‌شود.

• این اشتباه متداول را مرتکب نشوید که فکر کنید وقتی آن شور اولیه فروکش می‌کند، دیگر عاشق نیستید. پاسخ این نیست که رابطه‌ای جدید را شروع کنید که بتوانید دوباره آن شور اولیه عشق را به دست آورید. پاسخ این است که یاد بگیرید چطور به مراحل بعدی عشق قدم بگذارید و تجربه‌ای عمیق‌تر داشته باشید.

 

اشتباه 3: یک رابطه عالی نیازمند قدرت حل مشکل بالا است.

• در این دام نیفتید که باور کنید شما و همسرتان اگر نتوانید مشکلات و مشاجرات جدی‌تان را حل کنید، نمی‌توانید شاد و خوشبخت باشید. نود درصد از مشکلات رابطه قابل حل نیستند.

• مسائلی وجود دارد که شما و همسرتان سر آن تفاهم ندارید و هیچوقت هم تفاهم پیدا نخواهید کرد. چرا نمی‌توانید یکبار برای همیشه این مسائل و مشکلات را حل کنید؟ دلیلش این است که برای این منظور باید یکی از شما ارزش‌ها و اعتقادات خود را قربانی کند.

• می‌توانید خیلی ساده تصمیم بگیرید که در آن موارد اختلاف داشته باشید و بااینکه در مورد آن موضوع به نزدیکی احساسی نرسیده‌اید اما از نظر احساسی به هم نزدیک باشید.

 

اشتباه 4: یک رابطه عالی نیازمند داشتن علایق مشترک است که شما را برای همیشه به هم وصل کند.

• اگر علایق و فعالیت‌های مشترک نداشته باشید، رابطه‌تان هیچ اشکالی ندارد.

• اگر شما و همسرتان خودتان را مجبور می‌کنید که در فعالیت‌هایی مشترک شرکت کنید اما نتیجه آن چیزی جز استرس، فشار و مشاجره نخواهد بود، به هیچ‌وجه این کار را نکنید.

اشتباه 5: یک رابطه عالی، یک رابطه مسالمت‌آمیز و آرام است.

• از مشاجره کردن به این دلیل که فکر می‌کنید نشانه ضعف یا شکست رابطه است، نترسید. حتی سالم‌ترین زوج‌ها هم گاهی دعوا می‌کنند.

• به دعوا و مشاجره اگر به طور درستی نگاه شود، می‌تواند با الف) خالی کردن فشار و ب) ایجاد تدریجی حس آرامش و اعتماد که دانستن اینکه می‌توانید احساساتتان را بدون تحقیر شدن یا نادیده گرفته شدن، ابراز کنید، به رابطه کمک کند.

• به جای اینکه نگران تعداد دفعات مشاجراتتان باشید، باید نگران نحوه مشاجراتتان باشید. در زیر چند راهنمایی برایتان آورده‌ایم:

- به هیچ وجه از موضوع نگذرید یا طی مشاجره ارزش همسرتان را پایین نیاورید.

- فقط به این دلیل که مشاجره تحریک‌آمیز است، به دنبال آن نباشید.

- از به دست آوردن نزدیکی احساسی در انتهای مشاجره خودداری نکنید.

 

اشتباه 6: یک رابطه عالی امکان بیرون ریختن احساساتتان را برایتان فراهم می‌کند.

• بیرون ریختن حرف‌های دلتان شادی احساسی خوب به شما بدهد اما وقتی در زمانی نامناسب، حرفی نامناسب از دهانتان بیرون بیاید، احتمال خراب کردن همیشگی رابطه‌تان وجود دارد. وقتی یک طرف نتواند طرف مقابل خود را بخاطر حرفی که طی یکی از همین زمان‌های دردودل بدون سانسور زده شده، ببخشد، روابط بسیاری برای همیشه خراب خواهد شد.

• قبل از اینکه حرفی به زبان بیاورید که پشیمان شوید، زبانتان را گاز بگیرید و لحظه‌ای به حرفی که می‌خواهید بزنید فکر کنید. حرف‌هایی که در چنین مواقعی زده می‌شود خیلی وقت‌ها احساس واقعی ما نیستند و نباید مطرح شوند—مخصوصاً اگر مخرب باشند.

 

اشتباه 7: یک رابطه عالی ارتباطی به رابطه‌جنسی ندارد.

• این باور که رابطه‌جنسی مهم نیست تصوری خطرناک و مخرب است. رابطه‌جنسی وقفه‌ای عالی از فشارهای زندگی روزانه برای دو طرف فراهم می‌کند و باعث می‌شود دو طرف بتوانند سطح بالایی از صمیمیت و نزدیکی را تجربه کنند.

• شاید رابطه‌جنسی همه چیز نباشد اما اگر منبع خستگی و یکنواختی رابطه‌تان همین باشد، 90 درصد مقیاس اهمیت را از آنِ خود می‌کند. اگر زندگی جنسی شما راضی‌کننده نباشد، به مسئله‌ای بسیار بزرگ تبدیل خواهد شد. از طرف دیگر، زوج‌هایی که زندگی‌جنسی راضی‌کننده دارند، در مقیاس اهمیت، فقط 10 درصد را به سکس اختصاص می‌دهند.

• نباید فکرتان را محدود کنید که رابطه‌جنسی فقط منحصر به رابطه فیزیکی است. نوازش کردن، در آغوش گرفتن، گرفتن دست‌ها و هر طریق دیگری که بتواند آرامش فیزیکی به شما و همسرتان بدهد می‌تواند یک زندگی جنسی راضی‌کننده به شمار رود.

 

اشتباه 8: یک رابطه عالی بعد از اشتباه یکی از طرفین، باقی نخواهد ماند.

• هیچکس کامل نیست. تازمانیکه اشتباهات همسرتان همراه با سوءاستفاده از شما نبوده و مخرب نباشد، می‌توانید یاد بگیرید با آنها زندگی کنید.

• به جای متمرکز شدن بر کمبودهای همسرتان، خصوصیاتی از او که اوایل برایتان جذاب بود را به یاد آورید. شاید بعضی از این خصیصه‌های ذاتی بخشی از آن جذابیت اولیه بوده‌اند؟ فقط به این دلیل که رفتاری عمومی نیست به این معنی نیست که برای رابطه مسموم و خطرناک است.

• مراقب باشید که تفاوت بین یک تغییر رفتار همسرتان و یک مشکل جدی را درست تشخیص دهید. مشکلات جدی که مخرب و آزاردهنده هستند، اعتیاد و سوءاستفاده‌ها و آزارهای جسمی/روحی است. برخلاف خصیصه‌های ذاتی، اینها رفتارهایی هستند که باید یاد بگیرید با آنها زندگی کنید.

 

اشتباه 9: برای عالی نگه داشتن رابطه، فقط یک راه درست وجود دارد.

• هیچ راه درست مشخصی برای یک همسر خوب بودن، پدر یا مادر خوب بودن یا کنار آمدن با مشکلات رابطه وجود ندارد.

• به جای اینکه از استانداردهایی که در کتاب‌ها خوانده‌اید یا از دوستان شنیده‌اید، تبعیت کنید، بهتر است راهی را انتخاب کنید که به دردتان می‌خورد. اگر روشی که شما و همسرتان پیش گرفته‌اید، نتیجه‌ دلخواهتان را ایجاد می‌کند، همان را پیش بگیرید. اگر هر دو شما با اصول و قواعد مخصوص خودتان راحت هستید، می‌توانید قوانین خودتان را داشته باشید.

• یادتان باشد، درمورد طریقه ابراز احساس همسرتان سخت‌گیر و خشک نباشید. هیچ راه خاصی برای ابراز عشق و علاقه وجود ندارد. این واقعیت که همسرتان به طریقی متفاوت احساسات خود را ابراز می‌کند، باعث نمی‌شود که این احساسات اصالت و ارزش کمتری داشته باشد.

 

اشتباه 10: رابطه‌تان زمانی می‌تواند عالی باشد که همسرتان را آنطور که دوست دارید تغییر دهید.

• در این دام این باور نیفتید که اگر بتوانید همسرتان را تغییر دهید، رابطه‌تان بهتر خواهد شد.

• این تصور بچگانه که عاشق شدن به این معنی است که کسی را پیدا کنید که مسئول خوشبختی شما باشد. شما باید مسئولیت خوشبختی خودتان را قبول کنید.

• اگر رابطه‌تان توام با فشار است، مهمترین فردی که باید تغییر کند، خودتان هستید. وقتی نقص‌ها و ایرادات خود که موجب تخریب رابطه شده را پیدا کنید، می‌توانید تصمیم بگیرید که آنها را از زندگی خود بیرون کنید.

####################################################################

مرکز خدمات روان شناسی و مشاوره باران

####################################################################